دقايق سوخته...

نگاهم کن بس...

تو به من هيچ نگو ساکت باش

من در آن زمزمه ي ريزش باران نگاه نغمه اي مي شنوم

چه لبالب از عشق چه موثر بر دل

بهتر از صحبت و شعر و غزل و موسيقي

تو نگو از چه به من دل بستي؟

ومرا مي خواهي...

سخت بيش از همه چيز و همه کس

تو به من هيچ نگو

نگاهم کن بس...

چون که نگاهت بسته به جانم.

 

   + samira ; ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٥
comment نظرات ()