از منم گذشتی مهربون
درانتهای دریچه قلبم به دنبال واژه ی گم شده ی عشق می گردم تا تو را به آن بخوانم و گرمی دستهایت را با عشق احساس کنم
چشمانم را برای لحظه ای روی زندگی بستم و تو را از دست دادم
لحظه ای دیگر پلک زدم ، تو را دیدم و عاشقانه پرستیدم
چشمانم در انتهای جاده ی بی کسی سو سو می زند
زندگی ام را به تو باختم ـ به انتظارت نشستم ـ عاشقانه گریه کردم
چشمان عاشق تو دل غمگین مرا شاد کرد ـ چشمانم را به روی بی تابی دلم بستم ولی تو باز هم رفتی ـ سفر کردی و مرا غمگین ساختی
من التماس کردم !!!!!!!!!! ولی تو رفتی
تو رفتی..... تو رفتی
من التماس کردم ! ولی تو
تو رفتی..... تو رفتی
انقدر با گذشت بودی که از من هم گذشتی
نظرات ()
