۱
لحظه وداعمون اون روز تماشايی بود
تو سکوت هردومون فرياد بی فردايی بود
آه سينه سوز تو،حق حق گريه های من
لحظه سرودن،سرود تنهايی بود
بغض راه نفسم رو بسته بود
بين ما پرده ی غم نشسته بود
جمله ی هرگز فراموشم نکن
تو گلوم شکسته بود
هنوزم تا که هنوزه
بی منی و من باهاتم
توی جنگل، لب دريا
دنبال جای پاهاتم
توی اين همه هياهو
دنبال زنگ صداتم
هنوزم تا که هنوزه
عاشق خاطرهاتم
يادمه ،خوب يادمه
واسه آخرين نگاه
واسه آخرين کلام
گريه فرصت نمی داد
واسه گفتن خداحافظ تو
اشک می ريخت و مهلت نمی داد
بغض راه نفسم رو بسته بود
بين ما پرده ی اشک نشسته بود
جمله ی دوست دارم
تو گلوم شکسته بود...
نظرات ()
