دقايق سوخته...

چرا خوابيدی؟

قبر

گلم اگر که خوابی/چشات چرا به جاده است؟/نکنه توهم منتظری/منتظر يک پسر/که هميشه می گفتی مياد از پشت اون دشت/همونی که می گفتی می خواد توی آسمون برات لونه بسازه/ستاره های اونو/چراغ خونت کنه/

گلم اگه خوابيدی/چشات چرا به راهه؟/نکنه می خوای بخوابی تا وقتی که پاييز شه؟/با برگای طلاييش بری پيشواز اون مرد/

گلم چرا خوابيدی/مگه نگفتی به من که اونو دوست می داري؟/مگه نگفتی به من دنيا رو با اون می خواي؟/مگه نگفتی به من،که نه به همه/که تا آخر عمرت منتظرش می موني؟/پس چرا حالا خوابيدي؟/چرا چشات کم نوره؟/چرا لبات خشکيده؟/مگه نگفتی فقط برای اون لباس سفيدت رو می پوشي؟/چرا حالا جلوی همه سفيد پوشيدي؟/

گلم عزيزه دلم/مگه چقدر انتظار برای تو سخت بوده/که صورت مثل ماهت اين طوری بی رنگ شده؟/

گلم مگه نگفتی دلت براش تنگ شده؟/گلم مگه نگفتی تا آخر زندگيت به پای عشق پاکت می سوزی از جدايي؟/

گلم عزيزه دلم نخواب آروم جونم/اون مردی که می گفتی مياد با اسب سپيد/پشت دره/منتظره/پاشو چه وقت خوابه/پاشو ببين اومده/می خواد تورو ببينه/باور می کنی فقط می خواد تو رو ببينه؟/پاشو بشنو که می گه عاشقته هميشه/

پاشو گلم ناز نکن/پاشو ببين که چشماش/همونايی که می گفتی/يه روز اسيرش شدی/چطور دارن می بارن/پاشو گلم که صبرت اونو به تو بر گردوند/

گلم حالا که اون مرد اومد از پشت خورشيد/چرا تو بايد اينجا زير اين سنگ بخوابي؟؟؟/

   + samira ; ٤:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٤
comment نظرات ()