چرا؟؟؟

چرا من ؟چرا فقط بايد اين اتفاقای کزايی تو زندگی من بيفته؟چرا بايد شادی های من زود گذر باشه؟چرا بايد من چهره شکسته داشته باشم؟چرا اومدی تو زندگيم؟چرا رفتي؟چرا راضی شدی من اينطور هر لحظه عذاب بکشم؟چرا گذاشتی اينجور اسير چشمات بشم؟چرا دلم رو ازم گرفتي؟مگه گناه من چی بود جز عاشقی جز دوست داشتن؟بگو حرف بزن سکوتت مثل تبر داره ريشه هام رو از زمين می کنه حرف بزن...پيش خودم گفتم اگه از جلوی چشمم بری آروم ميگيرم ندونستم که از دوريت می ميرم.چرا؟چرا راضی به مرگم شدي؟چرا ؟؟؟؟؟
نظرات ()
