دقايق سوخته...

 

نمی گم تو خيلی ماهی...نمی گم آخر عشقی...نمی گم که خيلی خوبی...تو خود خود بهشتی...نمی گم جز تو کسی نيست...نمی گم تو آسمونی...نمی گم تو خيلی دوری...نمی گم خيلی گرونی...نمی گم چشات منو کشت...وقتی که نگام می کردی...نمی گم همه حرفام که بهت زدم دروغه...خودت می دونی که راسته...تو فقط صدام می کردی...من می گم هرچی که هستی...واسه من مثل خيالی...يه خيالی که نباشه...جای دل ميمونه خالی...

دوست دارم از تو بسرايم از تو که قصه احساسم را پرواز می دهی و مهربانی را ميهمان چشمانم می کنی تو عزيزترين هستی:

اميد فرداهای من رها نکن دستامو

بگو که باور می کنی صداقت حرفامو 

   + samira ; ۱:۳٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٤
comment نظرات ()