گريه نکن
منو ببخش عزيزم که از تو می گريزم
ميسوزم و خاموشم تو خودم اشک می ريزم
از لحظه تولد سفر تقدير من بود.
تنم اسير جاده دلم اسير تن بود
يه قصه تازه نيست خونه به دوشی من
هراس دل سپردن، عذاب دل بريدن
اگه يه دست عاشق يه شب پناه من شد
فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد
نظرات ()
