اولش
اولش
فکر نمی کردم , که دلم رو برده باشه
یا دلم , گول چشای , روشنش رو خورده باشه
اما نه , گذشت و دیشب دل من دیوونه تر شد
به تو گفتم و دلت , از
قصه من با خبر شد
آخ که چه لذتی داره , ناز چشمات و کشیدن
رفتن یه راه دشوار , واسه هرگز نرسیدن
میدونم دوستم نداری , مثل روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات , یه کسی اونو نوشته
میدونم فرقی نداره ,
واست عاشق بودن من
میدونم واست یکی شد , بودن و نبودن من
اما روح من یه دریاست ,
پر عزم جز تلاتم
ساحلش تویی و موجاش , خنجرای
حرف مردم
آخ که چه لذتی داره , ناز چشمات و کشیدن
رفتن یه راه دشوار , واسه هرگز نرسیدن
نظرات ()
